جواب کامنت آقای م.ط (کتونی):
چرا این قدر دوست دارید همه رو بی بصیرت معرفی کنید و دایره آدم های انقلابی رو تنگ کنید. من هم می دونم نقد منصفانه چیه. فرق بین حاکمیت و حکومت رو هم خوب بلدم. اصلا اینا رو از خود شما یاد گرفتم ولی. . .
ای کاش به جای برخورد غیر منطقی، یه مقدار رو نتیجه گیری هام تو اون مطلب که مخاطبان اصلی من شماها بودید؛ تفکر می کردید.
ما که اینا رو میدونستیم و بر خلاف تصور شما به حکومت اسلامی اتهام نزدیم بلکه انتقاد منصفانه کردیم ولی به اونایی که نمی دونن حق بدین که به این اسلامی که این خروجی ها ازش در میاد شک کنن چه برسه به این حکومت اسلامی با این خروجی ها.
بیایید یه کار کنیم سی سال دیگه بازم نشنویم 60 سال از این انقلاب گذشته اما هنوز قانون فلان یا ساختار فلان اصلاح نشده. این هم هیچ وقت میسر نمی شه مگر اینکه با مردم زندگی کنیم و صدای اونا رو بشنویم.
با اینکه تو یکی از مناطق نیمه داغون! تهران زندگی می کنم ولی تا حالا نمی دونستم تو یه کلانتری چه اتفاق هایی ممکنه بیفته چه برسه به آقایونی که شیشه های ماشین هاشون هم دودیه و یا پرده داره و تو همون زمان کوتاه مسیر دفتر مجلل تا کاخ هاشون هم نمی تونن مردم رو ببینن.
نتیجه گیری مطلب قبل رو دوباره برای همین مطلب میذارم:
1. این گوشه ای از بدبختی ملت مابود که شاید هیچ کسی تا حالا بهش نپرداخته بود.
2. تو این 30 سال اون خیلی از اون کسایی که میتونستن کاری برا این مردم بکنن یا به فکر بالا رفتن از پله های قدرت و ثروت بودن و یا در گیر اختلافات سیاسی بودن.(دقیقا همون چیزی که رهبری چند روز گذشته به اون اشاره کرد.)
3. متاسفانه خیلی از ما ها هم که ادعای عدالتخواهی مون گوش فلک رو کر کرده درگیر همین اختلافات سیاسی هستیم تا گرفتن حق مردم.

